سید محمد امین جعفری/نویسنده و فعال اجتماعی سالهاست که تحلیل جامعه ایرانی بر یک فرض نسبتاً ساده استوار است؛ اینکه جایگاه افراد در ساختار اجتماعی را میتوان از روی میزان درآمد آنان تشخیص داد. در این چارچوب، هرکس درآمد بیشتری داشته باشد در طبقهای بالاتر قرار میگیرد و هرکس درآمد کمتری داشته باشد در طبقهای […]
سید محمد امین جعفری/نویسنده و فعال اجتماعی
سالهاست که تحلیل جامعه ایرانی بر یک فرض نسبتاً ساده استوار است؛ اینکه جایگاه افراد در ساختار اجتماعی را میتوان از روی میزان درآمد آنان تشخیص داد. در این چارچوب، هرکس درآمد بیشتری داشته باشد در طبقهای بالاتر قرار میگیرد و هرکس درآمد کمتری داشته باشد در طبقهای پایینتر. اما به نظر میرسد در ایرانِ امروز و بهویژه ایرانِ پیش رو، این الگو دیگر به تنهایی توان توضیح واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی را ندارد.
در اقتصادهای تورمی، درآمد دیگر تنها شاخص تعیینکننده امنیت اقتصادی نیست. آنچه بیش از پیش اهمیت مییابد، میزان و نوع داراییهایی است که افراد در اختیار دارند. به همین دلیل شاید یکی از خطاهای رایج در تحلیل رفتار مصرفکننده ایرانی آن باشد که همچنان ‘‘طبقه متوسط’’ را صرفاً بر پایه درآمد تعریف کنیم؛ در حالی که جامعه در حال حرکت به سوی الگوی تازهای از طبقهبندی اقتصادی است؛ الگویی که در آن داراییها نقشی تعیینکنندهتر از فیش حقوقی ایفا میکنند.
اگر بخواهیم تصویری از ایران ۲۰۳۰ ترسیم کنیم، احتمالاً با سه گروه متفاوت روبهرو خواهیم بود.
نخست، دارندگان دارایی؛ خانوارهایی که پشتوانه اقتصادی خود را در قالب ملک، طلا، ارز، سهام یا کسبوکارهای مولد سامان دادهاند. این گروه اگرچه ممکن است از نوسانات اقتصادی متأثر شوند، اما معمولاً ابزارهای بیشتری برای تطبیق با شرایط جدید در اختیار دارند. دارایی برای آنان صرفاً ثروت نیست؛ سپری در برابر فرسایش ارزش پول و ابزاری برای حفظ امنیت اقتصادی است.
گروه دوم، متخصصان بدون دارایی هستند؛ پزشکان جوان، مهندسان، مدیران، مشاوران، برنامهنویسان و بسیاری از نیروهای حرفهای جامعه که از درآمدهای نسبتاً مطلوب برخوردارند، اما هنوز نتوانستهاند داراییهای پایدار و مولد برای خود ایجاد کنند. این گروه از منظر فرهنگی همچنان در قلب طبقه متوسط قرار دارند؛ تحصیلکردهاند، سبک زندگی مشخصی دارند و حامل بخش مهمی از سرمایه انسانی کشورند. با این حال، از منظر اقتصادی ممکن است بسیار شکنندهتر از آن چیزی باشند که ظاهر درآمدشان نشان میدهد.
و در نهایت، حقوقبگیران صرف؛ گروهی که بخش عمده درآمد خود را از حقوق ماهانه دریافت میکنند و بیشترین فشار را در برابر تورم و کاهش قدرت خرید تحمل میکنند. برای این بخش از جامعه، هر موج تورمی میتواند بخشی از امنیت اقتصادی و توان برنامهریزی بلندمدت را از میان ببرد.
از همین زاویه است که مفهوم ‘‘طبقه متوسط’’ نیز نیازمند بازتعریف میشود. امروز ممکن است یک استاد دانشگاه، یک پزشک جوان، یک مدیر میانی و یک برنامهنویس از نظر تحصیلات، ارزشها، سبک زندگی و جهانبینی در یک طبقه فرهنگی قرار گیرند، اما فاصله اقتصادی میان آنان بسیار بیشتر از آن باشد که در گذشته تصور میشد. برخی ممکن است صاحب داراییهای ارزشمند باشند و برخی دیگر، علیرغم درآمد بالا، فاقد هرگونه پشتوانه اقتصادی پایدار.
در چنین شرایطی سه مفهوم که زمانی تا حد زیادی بر یکدیگر منطبق بودند، به تدریج از هم فاصله میگیرند:
‘‘طبقه فرهنگی’’؛ مبتنی بر تحصیلات، ارزشها و سبک زندگی.
‘‘طبقه درآمدی’’؛ مبتنی بر میزان حقوق و درآمد ماهانه.
‘‘طبقه دارایی’’؛ مبتنی بر میزان مالکیت بر داراییهای مولد و حفظکننده ارزش.
شاید مهمترین شکاف اجتماعی و اقتصادی ایران آینده نیز نه میان فقیر و ثروتمند به معنای کلاسیک، بلکه میان ‘‘صاحبان دارایی’’ و ‘‘فاقدان دارایی’’ شکل بگیرد. شکافی که در نگاه نخست چندان آشکار نیست، اما آثار آن میتواند عمیقتر و ماندگارتر از بسیاری از تقسیمبندیهای سنتی باشد.
در چنین فضایی، ممکن است فردی درآمدی چشمگیر داشته باشد اما از نظر امنیت اقتصادی در وضعیتی شکننده قرار گیرد؛ در مقابل، فردی با درآمدی متوسط اما برخوردار از داراییهای پایدار، آیندهای باثباتتر و قابل پیشبینیتر داشته باشد. این همان نقطهای است که تحلیلهای مبتنی بر درآمد، قدرت توضیح خود را از دست میدهند و تحلیلهای مبتنی بر دارایی اهمیت پیدا میکنند.
این تغییر نگاه، پیامدهای مهمی برای بازارها نیز به همراه دارد. برای نمونه، در صنعت طلا و جواهر، طلا به تدریج از یک کالای صرفاً زینتی به ابزاری برای امنیت اقتصادی خانوار تبدیل میشود. مشتری آینده تنها به زیبایی یک قطعه طلا نمیاندیشد؛ او در جستوجوی حفظ قدرت خرید، مدیریت ریسک و صیانت از ارزش دارایی خود نیز هست. به همین دلیل، رفتار مصرفکننده در این بازارها بیش از گذشته رنگ و بوی سرمایهگذاری و آیندهنگری به خود خواهد گرفت.
شاید به همین دلیل باشد که در سالهای آینده، ادبیات اقتصادی و اجتماعی کشور نیز ناگزیر به تغییر شود. شاید دیگر کمتر از ‘‘طبقه متوسط’’ سخن بگوییم و بیشتر درباره ‘‘خانوارهای داراییمحور’’ و ‘‘خانوارهای درآمدمحور’’ صحبت کنیم؛ دو گروهی که هرچند ممکن است امروز در کنار یکدیگر زندگی کنند، اما فردای اقتصادی کاملاً متفاوتی را تجربه خواهند کرد.
ایرانِ دهه آینده را احتمالاً نه میزان درآمدها، بلکه نقشه توزیع داراییها توضیح خواهد داد نقشهای که آرامآرام در حال ترسیم شدن است و بسیاری هنوز آن را بهدرستی نمیبینند.

























Monday, 29 June , 2026