محمد شاکر اردکانی/در سیاست، قدرت همواره خواستنی بوده است؛ اما مسئولیت، نه. بسیاری دوست دارند در آفتاب قدرت بایستند، تصمیم بگیرند، مسیرها را تعیین کنند و در موفقیت‌ها سهم نخست را داشته باشند؛ اما هنگامی که نوبت به پاسخگویی می‌رسد، ناگهان سایه‌ها پررنگ می‌شوند و مسئولیت‌ها میان دیگران تقسیم می‌گردد. این پدیده نه مختص یک […]

محمد شاکر اردکانی/در سیاست، قدرت همواره خواستنی بوده است؛ اما مسئولیت، نه.
بسیاری دوست دارند در آفتاب قدرت بایستند، تصمیم بگیرند، مسیرها را تعیین کنند و در موفقیت‌ها سهم نخست را داشته باشند؛ اما هنگامی که نوبت به پاسخگویی می‌رسد، ناگهان سایه‌ها پررنگ می‌شوند و مسئولیت‌ها میان دیگران تقسیم می‌گردد.
این پدیده نه مختص یک کشور است و نه محدود به یک دوره تاریخی. در طول تاریخ، همواره دو گونه زمامداری وجود داشته است؛ آنان که تصمیم می‌گرفتند و مسئولیتش را نیز می‌پذیرفتند، و آنان که تصمیم می‌گرفتند اما ترجیح می‌دادند دیگران پاسخگوی نتایج آن باشند.
تاریخ نشان داده است که ملت‌ها معمولاً اشتباهات را می‌بخشند، اما فرار از مسئولیت را نه.
در دهه‌های گذشته، بسیاری از رهبران و سیاستمداران جهان در برابر تصمیمات بزرگ قرار گرفتند؛ جنگ یا صلح، تقابل یا مذاکره، اصلاح یا تداوم وضع موجود. برخی از آنان آشکارا در برابر ملت خود ایستادند و گفتند: «این تصمیم ماست و مسئولیت آن را می‌پذیریم.»
نمونه‌های فراوانی در تاریخ وجود دارد. از جمله ذوالفقار علی بوتو که در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ پاکستان، سیاست‌های راهبردی کشورش را شخصاً بر عهده گرفت و با صراحت از آن دفاع کرد. موافق یا مخالف آن سیاست باشیم، یک نکته روشن است: او تلاش نمی‌کرد بار تصمیمات بزرگ را بر دوش دیگران بگذارد.
اقتدار واقعی از همین نقطه آغاز می‌شود.
اقتدار تنها در داشتن اختیار نیست؛ در پذیرش مسئولیت نیز هست.
اگر موفقیتی حاصل شود و همه آن را به نام صاحب قدرت بنویسند، اما هنگام بروز هزینه‌ها یا پیامدهای دشوار، مسئولیت به نام دیگران ثبت شود، در واقع میان قدرت و پاسخگویی فاصله افتاده است.
و هر جا میان قدرت و پاسخگویی فاصله بیفتد، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند.
مردم شاید از جزئیات سازوکارهای حکومتی اطلاع نداشته باشند، اما معمولاً به خوبی می‌دانند تصمیمات اصلی در کجا شکل می‌گیرد. حافظه ملت‌ها دقیق‌تر از آن است که مسئولیت‌ها را بتوان با نامه‌ها، بیانیه‌ها یا عناوین اداری جابه‌جا کرد.
در حکمرانی مطلوب، اختیار و مسئولیت باید هم‌وزن باشند. هر کس به همان اندازه که اختیار دارد، باید پاسخگو نیز باشد.
جامعه از حاکمان خود انتظار بی‌خطا بودن ندارد. هیچ سیاستمداری مصون از اشتباه نیست. آنچه مردم انتظار دارند، صداقت در پذیرش مسئولیت است.
شاید مهم‌ترین نشانه اقتدار یک حاکم آن نباشد که چند نفر از او فرمان می‌برند؛ بلکه آن باشد که در لحظه‌های دشوار، تا چه اندازه حاضر است پای تصمیمات خود بایستد.
قدرتی که از مسئولیت فاصله بگیرد، دیر یا زود از اقتدار نیز فاصله خواهد گرفت.
تاریخ بارها این حقیقت ساده را ثابت کرده است.
محمد شاکر اردکانی