سیدرضاهاشمی زاده/در حالی که نشانه‌های حصول یک تفاهم راهبردی بین ایران و آمریکا روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود، رژیم صهیونیستی خود را در کانون بزرگ‌ترین بازنده‌های این معادله جدید می‌بیند. اسرائیل که طی ماه‌های اخیر با تمام توان نظامی، اطلاعاتی و تبلیغاتی خود در پی تداوم جنگ و جلوگیری از هرگونه توافق دیپلماتیک بود، اکنون با واقعیتی […]

سیدرضاهاشمی زاده/در حالی که نشانه‌های حصول یک تفاهم راهبردی بین ایران و آمریکا روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود، رژیم صهیونیستی خود را در کانون بزرگ‌ترین بازنده‌های این معادله جدید می‌بیند. اسرائیل که طی ماه‌های اخیر با تمام توان نظامی، اطلاعاتی و تبلیغاتی خود در پی تداوم جنگ و جلوگیری از هرگونه توافق دیپلماتیک بود، اکنون با واقعیتی تلخ مواجه شده است: آمریکا، با وجود تمام شعارها، در عمل مسیر خود را جدا از خواست‌های افراطی نتانیاهو پیش می‌برد و تفاهم با ایران را به منافع کوتاه‌مدت اسرائیل ترجیح داده است.برخلاف ادعاهای رسانه‌ای و لفاظی‌های سیاسی، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی در جریان تحولات اخیر، بیشترین ضرر و زیان را متحمل شده است. جنگ فرسایشی چندماهه، نه‌تنها به اهداف از پیش تعیین‌شده این رژیم برای تضعیف ایران دست نیافت، بلکه هزینه‌های سنگین نظامی، اقتصادی و اعتباری را بر اسرائیل تحمیل کرد.روزنامه‌های عبری زبان به صراحت از «شکست راهبردی» نتانیاهو در برابر کارت‌های دیپلماتیک آمریکا سخن گفته‌اند. تحلیلگران نظامی اسرائیل اذعان دارند که حملات هوایی، عملیات‌های خرابکارانه و حتی تهدید به لشکرکشی زمینی، نتوانست محاسبات تهران را به نفع تل‌آویو تغییر دهد. در مقابل، ایران با ایستادگی هوشمندانه و بهره‌گیری از دیپلماسی پنهان، توانست معادله را به گونه‌ای تغییر دهد که اسرائیل را در حاشیه قرار دهد.نکته کلیدی آنکه اسرائیل اینک دریافته است که دولت ترامپ ،علی‌رغم خوی ضدایرانی‌اش ، منافع کلان خود را در ثبات نسبی منطقه و مهار هزینه‌های جنگ جستجو می‌کند و حاضر نیست برای خوش‌آمدی نتانیاهو، فرصت تفاهم با ایران را از دست بدهد. این همان خیانتی است که اکنون اطرافیان نتانیاهو در پشت پرده از آن به عنوان “تکرار تجربه اوباما” یاد می‌کنند؛ با این تفاوت که این بار، خود ترامپ پشت آن ایستاده است.با وجود این ناکامی آشکار، باند جنگ طلب تندروی اسرائیل به رهبری نتانیاهو، هیچ‌گاه دست از تلاش برای به‌هم‌زدن تفاهم برنخواهند داشت. این گروه معتقد است که هرگونه توافق بین ایران و آمریکا، منافع حیاتی و امنیتی اسرائیل را به خطر می‌اندازد، از این رو تمامی ابزارهای خود را برای ایجاد اخلال در این مسیر به کار گرفته است.

ساختار تلاش‌های خرابکارانه اسرائیل را می‌توان در سه محور دید

*تداوم حملات وحشیانه درلبنان
اسرائیل تعمدا قصد دارد با تشدید حملات هوایی و حتی عملیات‌های زمینی محدود در جنوب لبنان، فضای تنش را چنان بالا ببرد که ایران را به واکنش وادارد و با این ترفند پای آمریکارا دوباره به منازعه بازکند. هدف، حفظ فضای تنش و برهم زدن زمینه های تفاهم ایران و آمریکاست . تهدید های مکرر مقامات رزیم صهیونیستی در مورد “عملیات گسترده در لبنان”را باید در همین چارچوب گنجاند.

*خرابکاری اطلاعاتی و امنیتی
موساد با فعال‌سازی مزدوران احتمالی خود در داخل ایران و کشورهای همسایه، در صدد ایجاد ناامنی روانی، ترور دانشمندان، و تخریب تأسیسات کلیدی است تا کارت‌های فشار خود را همچنان برای تصاعد بحران روی میز نگه دارد .افشای اخیر اسناد درباره برنامه‌های موساد برای “شورش انگیزی ” و “أثیرگذاری بر بافت‌های اجتماعی” کشورمان ، زنگ خطری جدی برای دستگاه‌های اطلاعاتی کشور است تا با هوشیاری و دقت عمیق تری به مسائل و رویدادها بنگرند.

* تداوم کارزار رسانه‌ای و دیپلماتیک
اسرائیل با هماهنگی لابی‌های صهیونیستی در واشنگتن و لندن، تلاش می‌کند اذهان عمومی را علیه تفاهم تحریک کرده و آن را “تسلیم در برابر ایران”معرفی کند. هم‌زمان، دیپلمات‌های اسرائیلی در حال چرخش میان پایتخت‌های اروپایی برای کسب تضمین‌های جدید علیه برنامه موشکی ایران هستند تا بدین طریق، پایه‌های تفاهم را سست کنند.همچنین تداوم سرمایه گذاری بر رسانه های وابسته به ایرانی و معاند هم درهمین راستا ازسوی مقامات رژیم صهیونیستی تداوم خواهد یافت .
با این حال، آنچه معادله را به نفع تداوم تفاهم تغییر می‌دهد، اراده جدی آمریکا برای جلوگیری از خرابکاری‌های اسرائیل است. واشنگتن به خوبی دریافته که بازگشت به ثبات نسبی در منطقه که با مهار تنش‌ها و کاهش قیمت انرژی حاصل می‌شود به نفع راهبردی این کشور است. از این رو، دولت آمریکا در هفته‌های اخیر با لحنی بی‌سابقه، از اسرائیل خواسته است که از هرگونه اقدام یک‌جانبه که فرایند مذاکرات را مختل کند، خودداری ورزد.یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا به روزنامه “وال‌استریت ژورنال” گفته است: “ما به اسرائیل اعلام کرده‌ایم که هرگونه عملیات گسترده در لبنان یا داخل ایران، پاسخ سختی از سوی واشنگتن به همراه خواهد داشت، زیرا منافع ملی آمریکا در گرو تثبیت این تفاهم است.”ترامپ که شخصیتی مغرور و نتیجه‌گرا دارد، به نتانیاهو پیام داده که “بازی خراب‌کنی” را کنار بگذارد و گرنه ممکن است باکاهش برخی حمایت‌های لجستیکی مواجه شود. این مواجهه اسرائیل را در شرایط تحت فشاری قرار داده است؛ چرا که هم‌زمان با تهدیدهای امنیتی از سوی محور مقاومت، حمایت بی‌چون‌وچرای پشتیبان راهبردیش را نیز درحال زایل شدن می بیند.
در چنین شرایط حساسی، جمهوری اسلامی ایران باید ضمن حفظ دستاوردهای دفاعی و امنیتی خود، با هوشمندی کامل از دو سوی میدان عمل کند.
*فشار بر آمریکا برای مهار اسرائیل
یکی از بندهای ضمنی تفاهم، تعهد آمریکا به مهار اقدامات خصمانه‌ی اسرائیل علیه ایران (پایان جنگ درتمام جبهه ها) است. تهران می‌تواند با استفاده از محافل بین‌المللی به ویژه سازمان ملل و شورای امنیت بر این تعهد پافشاری کرده و هرگونه نقض آن را با واکنش دیپلماتیک و حتی نظامی متناسب پاسخ دهد. هم‌افزایی با کشورهای همسایه و قدرت‌های منطقه‌ای مانند روسیه و چین نیز می‌تواند فشار بر واشنگتن را دوچندان کند.
* هوشمندی افزون برای خنثی‌سازی عوامل نفوذی و شبکه‌های موساد
تجربه ۴۰ روز جنگ نشان داد که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی ایران با هوشمندی و اقتدار، توانسته‌اند بسیاری از تهدیدات ( ازجمله ورود سلاح به داخل کشور و تحرکات عناصرخود فروخته داخلی )را دفع کنند. اما اکنون که اسرائیل (و حتی آمریکا) بر خرابکاری‌های پنهان متمرکز شده اند، ضرروت بیشتری دارد که همه نهادهای مسئول با هماهنگی کامل، از نفوذ موساد در بافت‌های اجتماعی و اقتصادی و… جلوگیری کنند. مراقبت اطلاعاتی، تشدید نظارت‌های مرزی، و برخورد قاطع با شبکه‌های جاسوسی و مبارزه قاطع با صداهای تفرقه افکن و… خط قرمزهای این مرحله هستند.
* همبستگی داخلی در برابر پروژه تفرقه‌افکنی
اسرائیل و آمریکا به خوبی می‌دانند که نفوذ در ایران از طریق ایجاد شکاف داخلی، ارزان‌ترین و مؤثرترین روش است. لذا هرگونه دوگانه‌سازی و تفرقه‌افکنی حتی اگر با شعارهای انقلابی و ظاهراً مقدس همراه باشد خواسته یا ناخواسته، خدمت به دشمن محسوب می‌شود. ملت ایران با تکیه بر تجربه‌ی مقاومت ۴۰ روزه، ثابت کرده که در برابر توطئه‌های دشمنان، هوشیار و یکپارچه است.
رژیم صهیونیستی که روزگاری “ارباب شدن ” درمنطقه را با تعریف خاورمیانه جدید در ذهن خود می پروراند ، اکنون در تنگنای راهبردی گرفتار آمده است. تفاهم ایران و آمریکا، نه‌تنها زنگ پایان جنگ، بلکه سرآغاز خنثی‌سازی نقشه‌های درازمدت اسرائیل برای سرنگونی نظام ایران و تغییر معادلات منطقه است. نتانیاهو و هم‌دستان جنایتکارش به خوبی می‌دانند که اگر این تفاهم تثبیت شود، تمام سرمایه‌گذاری‌های نظامی، امنیتی و تبلیغاتی آن‌ها بر باد خواهد رفت.اما آمریکا نیز به ناچار باید قلاده اسرائیل را محکم‌تر بکشد و از رفتارهای خوی وحشیانه‌ی این رژیم جلوگیری کند. از سوی دیگر، ایران با ایستادگی، هوشمندی و فشار دیپلماتیک، می‌تواند اطمینان حاصل کند که هیچ‌یک از بندهای تفاهم، قربانی زیاده‌خواهی‌های تل‌آویو نمی‌شود.در پایان، این ملت ایران است که با صبر و مقاومت وحدت‌آفرین خود، بزرگ‌ترین بازدارنده در برابر توطئه‌های دشمنان خواهد بود. آینده نشان خواهد داد که بازیگران واقعی منطقه، کسانی هستند که از منطق بقا و عقلانیت فراتر از شعارهای توخالی عمل می‌کنند، نه آنانی که در باتلاق جنون قدرت، خود و منطقه را به آتش می‌کشند.