فرجام جنگ ها فراتر از شمارش ها خاکریزها سید محمد امین جعفری/نویسنده و فعال حقوق بینالملل فراتر از اسکوربردِ نظامی برخلاف تصورات بدوی، جنگ یک مسابقهی ورزشی نیست که سوت پایان آن بتواند نتیجهی نهایی ،واقعی و حتی حقیقی را روی تابلوی اعلانات تثبیت کند. جنگ، کلافی پیچیده و چندبعدی از سیاست، اقتصاد و روانشناسی […]
فرجام جنگ ها فراتر از شمارش ها خاکریزها
سید محمد امین جعفری/نویسنده و فعال حقوق بینالملل
فراتر از اسکوربردِ نظامی
برخلاف تصورات بدوی، جنگ یک مسابقهی ورزشی نیست که سوت پایان آن بتواند نتیجهی نهایی ،واقعی و حتی حقیقی را روی تابلوی اعلانات تثبیت کند. جنگ، کلافی پیچیده و چندبعدی از سیاست، اقتصاد و روانشناسی اجتماعی است. پیروزی در یک نبرد میدانی، لزوماً به معنای فتحِ غایی نیست؛ چرا که فرجامِ حقیقیِ هر منازعه، نه در حجم آتشبارها، بلکه در برآیندِ درازمدتِ ابعاد استراتژیک آن نهفته است. تاریخ ثابت کرده است که نتایج جنگها سیال هستند و با گذشت زمان، ممکن است جای پیروز و مغلوب در قضاوتِ تاریخ عوض شود.
درسگفتارِ قفقاز: وقتی گلستان و ترکمنچای برای روسیه شکست تلقی میشوند
برای درک این معنا، باید به دو قرن پیش نگریست. در نگاه نخست، روسیه تزاری پیروزِ مطلق جنگهای ۲۷ ساله با ایران قاجاری بود؛ الحاق سرزمینهای وسیع و تحمیل عهدنامههای گلستان و ترکمنچای، نماد این تفوق بود. اما امروز، در محافل دیپلماتیک و تاریخی روسیه، زمزمههای متفاوتی شنیده میشود. روسیه سرزمین هایی را تصاحب کرد که هزینهی آبادانی و آموزش مردمانش را از جیب دیگر ایالات خود پرداخت، اما با فروپاشی شوروی، تمام آن سرمایهگذاریها به استقلال گرجستان، آذربایجان و ارمنستان منجر شد.
امروزه این مناطق به کانونِ واگرایی از روسیه و حیاطخلوتِ رقبای غربی روسیه تبدیل شدهاند. میراثِ آن پیروزیِ نظامی برای روسیه، چیزی جز یک زخمِ عمیقِ تاریخی و نفرتِ نهادینه در ذهنِ عامه ی مردمان و نخبگان همسایهی جنوبی او یعنی ایران نبود. امروزه بسیاری از استراتژیستهای روس معتقدند اگر آن جغرافیا در ترکیب ایران باقی مانده بود، منافع ملی روسیه در قفقاز بسیار بهتر تأمین میشد. این یعنی یک ”پیروزیِ نظامی” که در ترازوی زمان، به یک “شکستِ راهبردی” بدل گشته است.
واکاویِ نبرد اخیر: بنبستِ راهبردیِ قدرتهای مهاجم
در منازعهی اخیر میان ایالات متحده و اسراییل با جمهوری اسلامی ایران، شاهد تکرار همین منطق تاریخی هستیم. اگرچه ماشین جنگی آمریکا ممکن است به واسطهی برتری تکنولوژیک، به موفقیتهای تاکتیکی در میدان نبرد دست یافته باشد، اما واقعیتِ صحنه نشان میدهد که واشنگتن در دستیابی به ”اهداف استراتژیک” خود مطلقاً ناکام مانده است. پیروزی نظامی، تا زمانی که به یک ”نتیجهی سیاسیِ پایدار”تبدیل نشود، فاقد ارزش راهبردی است.

سهگانهی پیروزیِ ایران؛ از تابآوری تا تسلط
در نقطهی مقابل، جمهوری اسلامی علیرغم تحمل ضربات سنگین، موفق به تثبیت سه دستاورد استراتژیک شد که توازن قوا را بازتعریف کرد:
۱. بیاعتبارسازیِ اهرم تحریم و اثبات این حقیقت که فشار اقتصادی دیگر ابزاری کارآمد برای تغییر رفتار سیاسی نیست.
۲. تسلطِ عملیاتی بر گلوگاههای انرژی: تثبیت نقشِ تعیینکننده در جغرافیای تنگه هرمز.
۳. دکترینِ تابآوری: اثباتِ توانِ بالای نظام در جذب و هضمِ حملات نظامی سنگین بدون فروپاشیِ ساختاری.
کلام آخر برای مسئولیتِ همگانی ما در روزهای فردایِ جنگ:
اگرچه این روزها همزمان با ادعاهای دولت های مهاجم ، در اینسوی میدان نیز همهی رسانه ها و رساله های رسمی کشورمان بر این گزاره تاکید و تکیه دارند که کشورمان پیروز مطلق این نبرد و منازعه ی خونین و آتشین بوده است اما باید با نگاهی واقعبینانه پذیرفت که مفهوم پیروزی در جهان معاصر، بیش از آنکه یک فرجام قطعی باشد، یک “فرصت راهبردی” است. به این معنا که اگرچه شواهد نشان میدهد که در نبرد اخیر، محاسبات طرف مقابل برای فروپاشی ساختاری ایران به نتیجه نرسید و جمهوری اسلامی موفق شد با تکیه بر توان تابآوری و تسلط بر گلوگاههای حساس، از یک بنبستِ وجودی عبور کند، اما نباید در قرائت این موفقیت دچار لغزشِ اغراق شد.
واقعیت آن است که این پیروزی، نه یک حکمِ ابدی، بلکه یک ”موقعییتِ گذرا” است. دستاوردهایی نظیر بیاثر کردنِ نسبیِ اهرمهای فشار، تنها زمانی به پیروزی راهبردیذبدل میشوند که در دوران پساجنگ، با مدیریتِ هوشمندانهی سرمایههای اجتماعی و ترمیمِ شکافهای داخلی پشتیبانی شوند. تاریخ، بیرحمتر از آن است که پیروزیهای میدانی را برای همیشه به نام یکی از طرفین جنگ ثبت کند؛ همانگونه که پیروزیِ نظامیِ روسیه در قفقاز تحت تأثیر متغیرهای زمان به شکست بدل شد، دستاوردهای امروز ایران نیز در صورتی که با ”حکمرانیِ مدبرانه در زمان صلح”تثبیت نشوند، مستعد استحاله و اثرگذاری معکوس هستند.
خلاصه آنکه، ایران در این مقطع، توانسته است با عبور از توفان بزرگ، بازنده ی این کارزار نباشد و دستکم در لایهی استراتژیک، امتیازات تعیینکنندهای کسب کند؛ اما تبدیلِ این ”عدمِ شکست” به یک ”پیروزیِ تاریخی و ماندگار”، آزمونی است که نه در سنگرها، بلکه در صحنهی مدیریتِ کلانِ جامعه ،فرهنگ و اقتصاد کشور در دوران صلح رقم خواهد خورد.























Tuesday, 26 May , 2026