محمد شاکر اردکانی/تاریخ گاهی در نقطه‌ای می‌ایستد که ادامه یک مسیر، فقط ویرانی بیشتر به همراه دارد و تغییر مسیر، نشانه ضعف نیست؛ نشانه عقلانیت است. امروز، پس از ماه‌ها جنگ، سال‌ها تحریم، ناامنی و التهاب منطقه ایی، ملت ایران در آستانه توافقی قرار گرفته است که می‌تواند نه فقط پایان یک درگیری نظامی، بلکه […]

محمد شاکر اردکانی/تاریخ گاهی در نقطه‌ای می‌ایستد که ادامه یک مسیر، فقط ویرانی بیشتر به همراه دارد و تغییر مسیر، نشانه ضعف نیست؛ نشانه عقلانیت است.

امروز، پس از ماه‌ها جنگ، سال‌ها تحریم، ناامنی و التهاب منطقه ایی، ملت ایران در آستانه توافقی قرار گرفته است که می‌تواند نه فقط پایان یک درگیری نظامی، بلکه آغاز فصلی تازه در تاریخ معاصر کشور باشد.

کسانی که هنوز از پشت میزهای امن، مردم را به ادامه جنگ، تحریم و تقابل دائمی دعوت می‌کنند، باید یک سؤال ساده را پاسخ دهند؛ دستاورد ادامه جنگ چه بود؟ آیا قرار بود فرزندان بیشتری شهید شوند؟ آیا قرار بود اقتصاد کشور بیشتر تحت فشار قرار گیرد؟ آیا قرار بود ملت ایران هزینه‌ای سنگین‌تر از این بپردازد؟

امروز زمان فریاد نیست؛ زمان تدبیر است.

در این میان باید از واقع‌بینی، شجاعت و دوراندیشی عالی‌ترین سطوح حاکمیت قدردانی کرد. هنر یک رهبر فقط در زمان آغاز مقاومت نیست؛ هنر بزرگ‌تر، تشخیص لحظه‌ای است که مقاومت باید به دستاورد سیاسی تبدیل شود. آنچه امروز در حال وقوع است، محصول همین نگاه راهبردی است؛ نگاهی که اجازه نداد خون شهیدان ابزار جنگ‌طلبی دائمی شود و اجازه نداد دستاوردهای ملی پشت هیاهوی سیاسی دفن گردد.

رهبر جدید جمهوری اسلامی در این آزمون دشوار نشان داد که عقلانیت و اقتدار نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. هنر سیاست‌ورزی آن است که در زمان مناسب بتوان دستاوردهای میدان را به دستاوردهای ملی تبدیل کرد و از دل مقاومت، راهی به سوی توسعه و رفاه گشود.

ملت ایران هرگز یاد امام شهید و همه شهدای این جنگ را فراموش نخواهد کرد. آنان جان خود را نثار استقلال، امنیت و عزت این سرزمین کردند. اگر امروز دشمن پای میز توافق نشسته است، پیش از هر چیز نتیجه ایستادگی همان شهیدانی است که با خون خود معادلات منطقه را تغییر دادند. صلح بدون اقتدار توهم است و اقتدار امروز ایران بر شانه‌های همان شهیدان استوار شده است.

در کنار این هدایت راهبردی، نمی‌توان از نقش دولت و رئیس‌جمهوری که در سخت‌ترین روزهای جنگ و فشار اقتصادی بار اداره کشور را بر دوش کشید نیز چشم پوشید. حفظ ثبات داخلی، مدیریت شرایط بحرانی، جلوگیری از گسترش التهاب اقتصادی و پشتیبانی از مسیر دیپلماسی، بخش مهمی از مسئولیتی بود که دولت در این مقطع تاریخی بر عهده داشت و ایفا کرد.

همچنین نمی‌توان از تلاش‌های سیاسی و دیپلماتیک صورت‌گرفته سخن گفت و از نقش چهره‌هایی که بار سنگین مذاکرات و مدیریت بحران را بر دوش کشیدند نامی نبرد. نقش محمدباقر قالیباف در ایجاد اجماع داخلی، پشتیبانی از تیم مذاکره‌کننده و پیگیری منافع ملی در سخت‌ترین روزهای جنگ و مذاکرات، نقشی قابل توجه و اثرگذار بوده است؛ نقشی که بدون جنجال رسانه‌ای اما با نگاه عملیاتی و نتیجه‌محور دنبال شد.

از مهم‌ترین دستاوردهای این توافق، بازگشایی تنگه هرمز است؛ شاهراهی که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند. آنچه امروز درباره نقش ایران و عمان در مدیریت امنیت و نظم این آبراه راهبردی مطرح می‌شود، بیانگر واقعیتی انکارناپذیر است؛ امنیت خلیج فارس نه از واشنگتن مدیریت می‌شود و نه از تل‌آویو، بلکه توسط کشورهای منطقه تأمین خواهد شد. ایران و عمان نشان داده‌اند که می‌توانند با تکیه بر حقوق بین‌الملل و منافع مشترک، امنیت یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان را تضمین کنند.

آزادسازی منابع مالی ایران، کاهش فشار تحریم‌ها، احیای صادرات نفت، کاهش ریسک سرمایه‌گذاری، بازگشت ثبات به بازار ارز، کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه و باز شدن مسیر تعاملات اقتصادی، تنها بخشی از منافعی است که می‌تواند زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار دهد.

منتقدان حق دارند سؤال بپرسند؛ اما حق ندارند منافع ملی را قربانی رقابت‌های سیاسی کنند. تجربه نشان داده است که برخی تندروها حتی اگر دشمن عقب‌نشینی کند نیز ناراضی خواهند بود، زیرا سرمایه سیاسی آنان از بحران تغذیه می‌شود نه از حل بحران.

امروز دیگر هیچ جریان سیاسی حق ندارد منافع ملی را قربانی هیجان‌های جناحی کند.

آنان که دیروز از ادامه جنگ سخن می‌گفتند، امروز باید در برابر خانواده شهدا، کارگران، تولیدکنندگان، فعالان اقتصادی و میلیون‌ها ایرانی که هزینه این بحران را با جان، مال و آینده خود پرداخت کرده‌اند، پاسخگو باشند.

کشور بیش از هر زمان دیگری به صدای سازندگی نیاز دارد، نه به پژواک بی‌پایان بحران؛ به زبان تدبیر نیاز دارد، نه به ادبیات التهاب؛ به معماران آینده نیاز دارد، نه به کاسبان تنش.

ملت ایران بهای جنگ را پرداخت کرده است، بهای تحریم را پرداخت کرده است و بهای سال‌ها تقابل و بی‌ثباتی را نیز پرداخته است. اکنون حق این ملت است که ثمره ایستادگی، مقاومت و فداکاری فرزندانش را در قالب امنیت، رفاه، سرمایه‌گذاری، اشتغال و توسعه ملی مشاهده کند.
تاریخ درباره آنان که بحران را حل کردند با احترام قضاوت خواهد کرد؛ اما درباره آنان که از تداوم بحران ارتزاق سیاسی می‌کردند، داوری دیگری خواهد داشت.

امروز باید یک حقیقت را با صدای بلند گفت:

دوران طبل‌کوبی برای جنگ به پایان رسیده است.

مردم ایران از جنگ، تحریم، التهاب و شعارهای بی‌هزینه خسته‌اند.

اکنون زمان ساختن است؛ زمان بازگرداندن سرمایه، رونق، امید و آرامش به کشور.

اگر توافق اسلام‌آباد بتواند عزت ملی را حفظ کند، امنیت کشور را تضمین نماید، تحریم‌ها را کاهش دهد و معیشت مردم را بهبود بخشد، باید آن را نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک پیروزی بزرگ برای عقلانیت، واقع‌بینی و منافع ملی دانست.

و چه پیروزی‌ای بالاتر از آنکه ملتی پس از ماه‌ها جنگ، با حفظ اقتدار خود، راه توسعه را انتخاب کند؟