سیدرضا هاشمی زاده/امضای اولیه تفاهم میان ایران و آمریکا و تعیین چارچوب ۶۰ روزه برای مذاکرات و دستیابی به توافقی جامع‌تر، نویدبخش پایان یافتن یک دوره جنگ خسارت‌بار و بازگشت ثبات به منطقه است. این تفاهم دورنمایی را ترسیم می‌کند که در آن بخشی از مطالبات به‌حق ایران، از جمله رفع محاصره و محدودیت‌های دریایی، […]

سیدرضا هاشمی زاده/امضای اولیه تفاهم میان ایران و آمریکا و تعیین چارچوب ۶۰ روزه برای مذاکرات و دستیابی به توافقی جامع‌تر، نویدبخش پایان یافتن یک دوره جنگ خسارت‌بار و بازگشت ثبات به منطقه است. این تفاهم دورنمایی را ترسیم می‌کند که در آن بخشی از مطالبات به‌حق ایران، از جمله رفع محاصره و محدودیت‌های دریایی، محقق شده و شرایط اقتصادی و رفاهی بهتری ایجاد خواهد شد. با این حال، ورود به این عصر جدید نیازمند یک بازنگری جدی و اتخاذ خط‌مشی‌های مدبرانه در سیاست خارجی، به‌ویژه در قبال همسایگان عرب خلیج فارس است.واقعیت آن است که در طول جنگ اخیر، کشور ما به ناچار و در قالب دفاع مشروع، مجبور به هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا در برخی کشورهای همسایه مانند امارات، بحرین، کویت، قطر و عربستان شد؛ چرا که این پایگاه‌ها منشأ حملات علیه خاک ما بودند. این ضرورت دفاعی برای محافظت از منافع ملی، طبیعتاً سایه سنگین کدورت و تیرگی را بر روابط دوجانبه انداخت. اما امروز و در آستانه گشایش‌های دیپلماتیک، پرسش کلیدی این است: آیا ترمیم این روابط آسیب‌دیده یک ضرورت است؟ پاسخ قطعاً مثبت است.بازسازی روابط با کشورهای حوزه خلیج فارس یک انتخاب تجملاتی نیست، بلکه ضرورتی مبتنی بر منافع ملی و نفع متقابل است که مزایای متعددی را به همراه دارد:
• تثبیت حسن همجواری و امنیت درون‌زا: این روابط تنش‌ها و تهدیدهای متقابل را خنثی می‌کند. کشورهای عربی منطقه اکنون به این درک واقع‌بینانه رسیده‌اند که برای حفظ امنیت خود نمی‌توانند صرفاً به چتر حمایتی آمریکا تکیه کنند و حضور ایران قدرتمند را در کنار خود به عنوان یک واقعیت ژئوپلیتیک پذیرفته‌اند؛ گواه این مدعا، سفر هیئت‌های مختلف از این کشورها برای ترمیم مناسبات آسیب‌دیده است.
• منافع اقتصادی و بازرگانی: این کشورها بازاری حیاتی برای کالاهای ایرانی، محصولات کشاورزی و صادرات غیرنفتی ما هستند. از سوی دیگر، به دلیل حضور و فعالیت دیرینه و چنددهه‌ای شرکت‌ها و شبکه‌های تجاری ایرانی در برخی از این کشورها، حذف این ظرفیت اقتصادی عملاً غیرممکن است.


• بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده: اقتصاد ملی پس از یک دوره فشار سنگین، محاصره دریایی ۴۰ روزه، ممانعت از فروش نفت و تحمل تورم ناشی از فضای جنگی، نیازمند بازسازی است. زیرساخت‌های کلیدی ما در حوزه‌های انرژی، بنادر و انتقال کالا آسیب دیده‌اند و استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای و جذب اعتبارات، می‌تواند به روند بازسازی حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی شتاب ببخشد.
جامعه ما امروز تحت فشار شدید معیشتی قرار دارد؛ فشاری که بخشی از آن نتیجه مستقیم صدمات جنگ ناخواسته و بخشی دیگر محصول سوءمدیریت و تک‌تازی باندهای مافیایی است. عبور از این وضعیت ناگوار اقتصادی و پاسخ به مطالبات معیشتی مردم، نیازمند رویکردی عقلانی، دور از رفتارهای هیجانی و مبتنی بر «سیاست‌ورزی واقع‌گرایانه» است.
مقاومت ایران در جنگ اخیر و حفظ ایستادگی ملی باعث شد که وجهه منطقه ای کشور به عنوان یک بازیگر غیرقابل‌حذف تثبیت شود. اکنون وقت آن است که با تکیه بر این موضع اقتدار و دستاوردهای میدانی، دیپلماسی را فعال کنیم. غفلت از بازسازی تدریجی و مدبرانه روابط با کشورهای عربی، هدر دادن فرصت‌های کلان ملی است. سیاست خارجی مبتنی بر واقع‌گرایی و منافع مشترک می‌تواند علاوه بر ایجاد هم‌پیمانان منطقه‌ای جدید، درمانی مؤثر برای دردهای اقتصادی و زیرساختی کشور باشد.