محمد شاکر اردکانی/حقوقدان و فعال سیاسی در بستر یک نظام سیاسی که خود را بر پایه عدالت و حمایت از مستضعفان بنا نهاده، گلایه‌های مردم از نابرابری‌ها، فساد و ناکارآمدی‌ها نه تنها یک واقعیت روزمره است، بلکه به مثابه زنگ خطری برای پایداری اجتماعی عمل می‌کند. با این حال، روسای قوا سه‌گانه – مجریه، مقننه […]

محمد شاکر اردکانی/حقوقدان و فعال سیاسی

در بستر یک نظام سیاسی که خود را بر پایه عدالت و حمایت از مستضعفان بنا نهاده، گلایه‌های مردم از نابرابری‌ها، فساد و ناکارآمدی‌ها نه تنها یک واقعیت روزمره است، بلکه به مثابه زنگ خطری برای پایداری اجتماعی عمل می‌کند.
با این حال، روسای قوا سه‌گانه – مجریه، مقننه و قضائیه – هرچند در کلام آمادگی خود را برای شنیدن صدای اعتراض اعلام کرده‌اند، اما در عمل، هیچ راهکار عملی و مرز روشنی میان اعتراض قانونی و آنچه “اغتشاش” می‌نامند، ترسیم نکرده‌اند. این ابهام، همراه با اعتراضات گسترده اخیر (به ویژه موج دی‌ماه ۱۴۰۴ که از بازار تهران آغاز شد و به بیش از ۴۰۰ شهر گسترش یافت)، فضای بیان مسالمت‌آمیز را تنگتر کرده است.
مردم از رانت و فساد نهادینه‌شده، گرانی افسارگسیخته، فقر رو به گسترش، پدیده آقازاده‌ها، عدم شایسته‌سالاری، کمبود امکانات، نابرابری اجتماعی، بی‌ارزش شدن پول ملی، هزینه بیت‌المال برای گروه‌ها و اشخاص غیرایرانی، عدم حاکمیت قانون، تبعیض، تصویب قوانین ناکارآمد، نقض حقوق شهروندی، بی‌توجهی قوه قضائیه به وکلا، سردفتران و کارشناسان، انتقاد از اجرای قانون تسهیل مجوز کسب‌وکار به عنوان یک قانون بد که نابود کننده بسیاری از مشاغل بوده است و همچنان بر اجرای آن پا فشاری میشود ، کمبود و گرانی دارو، بی‌ثباتی ارز، کسادی بازار، انحصار صادرات و واردات، پدیده تراستی ها و بر نگرداندن دلارهای نفتی ، موارد فساد گزارش‌شده در دستگاه‌های قضایی و امنیتی و برخورد ناشایست با مراجعه کنندگان در اکثریت دستگاههای دولتی و قضایی و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی در عرصه‌های اقتصادی و عمرانی گلایه دارند .
اما سؤال کلیدی این است: چگونه می‌توان این گلایه‌ها را بدون برچسب مجرمانه و صدور کیفرخواست مطرح کرد؟ این پرسش، تنها یک سؤال حقوقی نیست؛ بلکه بازتاب یک بحران عمیق‌تر است: بحران شنیدن واقعی و اصلاح ساختاری همان‌گونه که در بیتی حکیمانه آمده، «چو دانی و پرسی ، سوالت خطاست»؛ یعنی وقتی ریشه‌ها شناخته‌شده‌اند، تکرار پرسش‌ها سطحی بدون اقدام، خطاست.

سخنان روسای قوا و پرسش‌های بی‌پاسخ

روسای قوا در اظهارات خود، آمادگی برای شنیدن را مطرح کرده‌اند، اما این سخنان اغلب با شرط و شروط همراه بوده و مرزهای اعتراض و اغتشاش را مبهم نگه داشته‌اند. برای مثال، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در جمع مسئولان استان گلستان بیان کرد: «به عنوان مسئول، از فکر اینکه چرا جوانان کشور ما باید به این شکل جان خود را از دست بدهند، حتی خوابم را از دست داده‌ام.» این جمله، اگر از سر صدق ادا شده باشد، اعترافی ناخواسته به عمق بحران است؛ اما پرسش اینجاست: آیا این تأثر، به تغییر ساختاری منجر می‌شود یا تنها در حد ابراز همدردی باقی می‌ماند؟

او همچنین در سخنرانی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ تأکید کرد : «دولت آماده شنیدن صدای مردم است و از نارسایی‌ها عذرخواهی می‌کند. هدف ما تقابل با مردم نیست و اعتراض را نعمت می‌دانیم، اما تخریب، خشونت و آتش‌زدن اموال عمومی مردود است».
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نیز در نطق ۲۰ دی ۱۴۰۴ اظهار کرد: «اعتراض‌ها باید شنیده شود و مبنای تغییرات به نفع مردم قرار گیرد» و در ۲۵ دی نیز افزود : « حل مسائل کشور بدون شنیدن صدای مردم ممکن نیست،اعتراضات آنها به حق است».

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، در ۱۵ دی ۱۴۰۴ گفت : «حرف معترضین و منتقدین را می‌شنویم و اعتراضات و دغدغه‌های بحق مردم شنیده می‌شود» و در ۳۰ دی نیز تأکید کرد : «آماده شنیدن نظرات و انتقادات هستیم».

این سخنان امیدبخش ‌است اما بدون تعیین مرز روشن و راهکار عملی، مردم را در ابهام نگه می‌دارند. تاریخ معاصر ایران – از تیر ۷۸ تا خرداد ۸۸، دی ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش‌های دهه ۱۴۰۰ – الگویی تکراری را نشان می‌دهد : که در آن چرخه انسداد ساختاری ، انباشت نارضایتی ، اعتراض ، خشونت و در نهایت سوگ ملی تکرار شده است و قربانیان آن اغلب جوانانی بوده‌اند که جرم‌شان تنها این بود که در سرزمینی متولد شدند که گوش شنوا از صدای خیابان می‌ترسد و اصلاح را به فردا حواله می‌دهد .

گلایه‌های اقتصادی و اجتماعی: ریشه‌های بحران

اقتصاد ایران با بحران‌های عمیقی از جمله فساد ساختاری، تورم بالای ۴۲ درصد، سقوط ارزش ریال، فقر نسبی بیش از ۶۰ درصد جمعیت و نابرابری فزاینده روبه‌رو است و پدیده آقازاده‌ها نماد دسترسی نابرابر به منابع است. هزینه بیت‌المال برای حمایت‌های خارجی، کمبود دارو، بی‌ثباتی ارز، کسادی بازار، انحصارها و دخالت نهادهای نظامی در اقتصاد، رقابت سالم را از بین برده و نارضایتی را انباشته کرده است.

در حوزه اجتماعی، تبعیض علیه اقلیت‌ها، قوانین ناکارآمد علیه زنان، نقض حقوق شهروندی و عدم شایسته‌سالاری، کرامت انسانی را فرسوده است. حقوقدانان، بیماران، اصناف و بازاریان هر یک گلایه‌های مشخصی دارند که ریشه در ناکارآمدی ساختاری دارد .

موارد فساد گزارش‌شده و نحوه برخورد

در دستگاه‌های قضایی و امنیتی، موارد فساد گزارش‌شده وجود دارد – مانند دستگیری افراد به اتهام رشوه – و قوه قضائیه اقداماتی مانند اخراج یا محکومیت انجام داده است. اما تمرکز باید بر بهبود نحوه برخورد، پیشگیری و شفافیت بیشتر باشد تا اعتماد عمومی بازسازی شود.

درخواست از روسای قوا: از تأثر به اصلاح ساختاری

اگر واقعاً خواب از چشمان مسئولان ربوده شده، راه بازگشت به آرامش نه در پرسش‌های تکراری، بلکه در گفتن بی‌پرده حقیقت به تصمیم‌سازان است . بدون‌اصلاحات ساختاری، نه آرامش پایدار ممکن و نه بقای مطمئن ایران مقدور است . اصلاح در نسبت قدرت و مردم، اولویت دادن امنیت انسانی بر امنیت سیاسی، پذیرش این که مشروعیت باید هر روز بازتولید شود .

روسای محترم قوا! شما آمادگی شنیدن را اعلام کرده‌اید، اکنون زمان آن است که مرزهای روشن اعتراض قانونی را ترسیم کنید، کانال‌های ایمن بیان گلایه‌ها را ایجاد نمایید و به جای تکرار پرسش‌ها، به اصلاحات شجاعانه بپردازید. تاریخ با آنان که می‌دانستند و نپرسیدند، مهربان‌تر از آنان که می‌دانستند و پرسیدند، نخواهد بود . ایران بیش از تهدید بیرونی، از بی‌اعتمادی نسل جوان و تداوم چرخه انکار در خطر است ، زمان عمل فرا رسیده است.