از معیشت تا هویت؛ سید محمد امین جعفری/نویسنده و فعال اجتماعی در جهان امروز و در روزگاری که از آن به عنوان عصرِ «زیست‌جهانِ دیجیتال» یاد می‌شود، مفاهیم بنیادین «نیاز» و «حق» دچار تطوری شگرف شده‌اند. اگر روزگاری در تحلیل‌های کلاسیک رفتارشناسی، از جمله در «هرم نیازهای مازلو»، امنیت و بقا صرفاً در مرزهای فیزیکی […]

از معیشت تا هویت؛
سید محمد امین جعفری/نویسنده و فعال اجتماعی

در جهان امروز و در روزگاری که از آن به عنوان عصرِ «زیست‌جهانِ دیجیتال» یاد می‌شود، مفاهیم بنیادین «نیاز» و «حق» دچار تطوری شگرف شده‌اند. اگر روزگاری در تحلیل‌های کلاسیک رفتارشناسی، از جمله در «هرم نیازهای مازلو»، امنیت و بقا صرفاً در مرزهای فیزیکی و تأمین مایحتاج بیولوژیک معنا می‌یافت، امروز در هزاره‌ی سوم، اتصال به شبکه‌ی جهانی اینترنت به «شریان حیاتی» تبدیل شده است. گویی در نسخه‌ی نوین این هرم، دسترسی به فضای مجازی، به عنوان پیش‌نیازِ تمامی سطوح (از معیشت و امنیت تا خودشکوفایی)، در قاعده‌ی هرم جای گرفته است؛ شریانی که انقطاع آن، تجربه‌ای دردناک و مشابه با محرومیت از نیازهای اولیه‌ی بیولوژیک همچون آب و غذا را در کالبد جامعه تزریق می‌کند.

اینترنت؛ از کانتکستِ ابزاری تا زیرساختِ بقا

امروز دیگر نمی‌توان به اینترنت به مثابه‌ی یک کالا یا بستری برای تمایلاتِ فانتزی نگریست. واقعیت علمی پیشِ رو نشان می‌دهد که دسترسی به فضای مجازی، به بخشی از «زیرساختِ بقای» انسان مدرن بدل شده است. محرومیتِ چهل‌روزه‌ی اخیر از این فضا، نوعی «سرگشتگیِ وجودی» ایجاد کرده است؛ حسی شبیه به تشنگی در بیابانی از اطلاعات که در آن، فرد از ابتدایی‌ترین ابزار خود برای «فهمِ جهان» و «ارتباط با غیر» محروم می‌ماند. به عنوان خادمی در بدنه مدیریتی کشور، معتقدم باید این هشدار را جدی گرفت: بر اساس بازخوانیِ مدرن هرم مازلو، «گرسنگیِ اطلاعاتی»، دست‌کمی از گرسنگیِ مادی ندارد و تداومِ این انقطاع، به فرسایشِ تدریجیِ سرمایه روان‌شناختی و اجتماعی جامعه منجر خواهد شد.

خلع سلاحِ فرزانگان در کارزار روایت‌ها

در لایه‌ای راهبردی‌تر، باید به این نکته‌ی ظریف توجه داشت که در عصر حاضر که از آن به «کارزار روایت‌ها» تعبیر می‌شود، قدرت یک ملت نه تنها در توان سخت‌افزاری، بلکه در «قابلیت بازنمایی حقیقت» در سپهر جهانی نهفته است. انسداد شریان‌های ارتباطی، متأسفانه به خلع سلاحِ ناخواسته‌ی فرهیختگان، نخبگان و فرزانگان این مرز و بوم منجر شده است؛ صیانت‌گرانی که همواره با سلاحِ اندیشه و بیان، سدِ سکندری در برابر هجمه‌های حجیم و پروپاگاندای مغرضانه‌ی جهانی بوده‌اند.

وقتی حنجره‌های نخبگانیِ میهن در زیست‌بوم بین‌المللی به سبب انقطاعِ شبکه، طنین خود را از دست می‌دهند، میدانِ نبردِ رسانه‌ای به سودِ روایت‌های یک‌سویه و تحریف‌گر واگذار می‌شود. فرزانگان ما که می‌توانستند در تعاملی پویا با فعالان اجتماعی و اندیشمندان جهان، تصویری صیانت‌شده و اصیل از کیان و هویت ایران عزیز ارائه دهند، اکنون در حصارِ محدودیت‌ها، ناظرِ بی‌دفاعِ هجومی هستند که تصویر وطن را در افکار عمومیِ بین‌المللی نشانه رفته است. صیانت از مرزهای حقیقت، مستلزم حضورِ مقتدرانه‌ی صاحبانِ قلم در تالارهای گفت‌وگوی جهانی است؛ پنجره‌ای که بسته ماندنِ آن، به بهایِ سنگینِ انزوایِ روایتِ ایرانی تمام شده است.

تخریب پل‌های همبستگی و احساس تبعیض

فقدان اینترنت، علاوه بر فلج کردنِ معیشت دیجیتال، به «هویتِ اجتماعی» شهروندان نیز لطمات جبران‌ناپذیری وارد می‌کند. وقتی شهروند برای پژوهش، تعامل یا تجارت با سد روبرو می‌شود، خود را در مقام مقایسه با جهان پیرامون می‌بیند و حاصل این قیاس، چیزی جز «احساس تبعیض ساختاری» نیست و در روزگاری که بیش از همیشه به اتحاد و همدلی همگانی میان همه اقشار ایرانیان نیازمندیم، این حس که حقی مسلم و عمومی از آن‌ها سلب شده، می‌تواند شکاف میانِ «باورهای اجتماعی» و «تصمیمات حاکمیتی» را عمیق‌تر سازد. فضای مجازی، بسترِ شکل‌گیری نوعی «جامعه مدنی نوین» و پلِ پیوند میانِ تخصص‌هاست؛ گسستن این پل‌ها، جامعه را به سمت انزوا و اتمیزه شدن سوق می‌دهد که خود، بسترساز مخاطرات امنیتی عمیق‌تری در بلندمدت خواهد بود.

ضرورتی از سر مصلحت و عشق به جامعه ی بزرگ ایرانیان:

نگاه به اینترنت نباید صرفاً یک نگاه «تهدید‌محور» باشد. امنیتِ پایدار، نه در «انسداد»، بلکه در «حضورِ فعال و مدیریتِ خردمندانه» نهفته است. با توجه به شرایط ثبات، تداومِ این وضعیت منطقِ توسعه‌محور را با چالشی جدی روبرو کرده است.

لذا، با رویکردی تخصص‌محور و از سرِ دلسوزی برای آینده‌ی این مرز و بوم، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران محترم با بازنگری در وضعیت فعلی و بازگشایی شریان‌های ارتباطی، غبارِ سرگشتگی را از چهره‌ی جامعه بزدایند. احیای اینترنت، احیای امید، اعتماد و توانِ دفاعیِ نخبگان ما در برابر هجمه‌های جهانی است. بیاییم پیش از آنکه این «تشنگیِ ارتباطی» بر اساسِ اولویت‌هایِ بنیادینِ هرمِ نیازها، به خشکسالیِ سرمایه اجتماعی بدل شود، پنجره‌های جهان دیجیتال را به روی ایرانِ عزیز بگشاییم.