سعید یحیایی /تحلیل‌گر مسائل استراتژیک در پی چهل روز مقاومت سترگ و پیروزی بزرگ در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل، که با لطف الهی و پشتیبانی بی‌دریغ ملت ایران محقق شد، اکنون با اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای، فرصتی تاریخی برای تثبیت دستاوردها و برنامه‌ریزی آینده کشور فراهم آمده است. اکنون کشور در مقطعی حساس قرار […]

سعید یحیایی /تحلیل‌گر مسائل استراتژیک

در پی چهل روز مقاومت سترگ و پیروزی بزرگ در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل، که با لطف الهی و پشتیبانی بی‌دریغ ملت ایران محقق شد، اکنون با اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای، فرصتی تاریخی برای تثبیت دستاوردها و برنامه‌ریزی آینده کشور فراهم آمده است.

اکنون کشور در مقطعی حساس قرار دارد؛ مقطعی که در آن همان‌گونه که میدان نبرد نیازمند اراده و انسجام بود، میدان بازسازی و آینده‌سازی نیز نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، همدلی ملی و تصمیم‌های سنجیده است.

 

مسئولیت این مقطع صرفاً بر دوش تیم‌های مذاکره‌کننده نیست. در کنار تلاش دیپلماتیک برای تثبیت صلح، دیگر دستگاه‌های اجرایی کشور نیز باید با همان فوریت و همان ضرب‌الاجل وارد عمل شوند.

نخستین گام، تشکیل کمیته ارزیابی خسارت متشکل از کارشناسان و نخبگان کشور جهت برآورد دقیق و شفاف خسارت‌های وارده است؛ از زیرساخت‌های حیاتی گرفته تا صنایع راهبردی کشور. پتروشیمی‌ها، نیروگاه‌ها، شبکه‌های انرژی، تأسیسات صنعتی و زیرساخت‌های حیاتی اقتصادی باید به‌طور کارشناسی ارزیابی شوند تا برنامه‌ای واقع‌بینانه برای احیا و بازسازی آن‌ها تدوین شود.

بازسازی زیرساخت‌ها تنها یک اقدام فنی یا اقتصادی نیست، بلکه بخشی از بازگرداندن ثبات و اعتماد به زندگی روزمره مردم است. احیای سریع ظرفیت‌های تولیدی و صنعتی می‌تواند موتور حرکت دوباره اقتصاد را روشن کند و پیام روشنی از توان ملی برای عبور از بحران‌ها به جامعه و جهان مخابره کند.

 

در کنار این روند، تقویت بنیه دفاعی کشور نیز ضرورتی انکارناپذیر است. تجربه هر جنگی نشان می‌دهد که صلح پایدار تنها در سایه بازدارندگی مؤثر شکل می‌گیرد.

سرمایه‌گذاری در پژوهش و فناوری‌های نوین دفاعی و سایبری، به‌روزرسانی تجهیزات آفندی و پدافندی و در کل ارتقای توان دفاعی و نظامی و درس‌آموزی از تجربه این درگیری باید به‌عنوان بخشی از برنامه ملی پس از جنگ دنبال شود تا امنیت کشور در سال‌های آینده با اتکا به ظرفیت‌های بومی و ملی تضمین گردد.

 

در عین حال، بازسازی تنها به معنای ترمیم سازه‌ها و تأسیسات نیست؛

جامعه نیز نیازمند بازسازی سرمایه اجتماعی است. حتی پیش از آغاز جنگ نیز ضرورت گشودن باب گفت‌وگوی ملی میان حاکمیت و جریان‌های سیاسی کشور احساس می‌شد. امروز، پس از عبور از یک بحران بزرگ، این ضرورت بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. تقویت ارتباط حاکمیت با آحاد مردم ایران، شنیدن صداهای متنوع جامعه و ایجاد فضای همگرایی ملی می‌تواند سرمایه‌ای ارزشمند برای عبور از چالش‌های پیش‌رو باشد.

 

 

مردم ایران در این دوره دشوار بار دیگر نشان دادند که در بزنگاه‌های تاریخی، انسجام ملی مهم‌ترین پشتوانه کشور است. ایستادگی و همراهی آنان نقشی تعیین‌کننده در عبور از این آزمون داشته است و طبیعی است که در دوران پس از جنگ نیز باید نقش و مطالبات آنان از طریق ۱- ایجاد فضایی امن و سازنده برای تبادل نظر بین حاکمیت و جریان‌های سیاسی مختلف در چارچوب منافع ملی و تمامیت ارضی کشور، ۲- شنیدن همه صداها در فضایی محترمانه و امن، درتصمیم‌سازی‌ها جدی‌تر دیده شود تا از تجمیع خرد جمعی برای ساختن آینده‌ای بهتر بهره‌برداری شود.

 

آنچه در این چهل روز رقم خورد، اگرچه هزینه‌ها و خسارت‌هایی برای کشور به همراه داشت، اما یک حقیقت روشن را نیز آشکار کرد: فرهنگ و تمدن ایرانیان موجب همبستگی ملی و مشارکت همه نیروهای دلسوز در مقابل دشمن خارجی است و این سرمایه اجتماعی تکیه‌گاه اصلی کشور می‌باشد.

 

این پیروزی نه متعلق به یک شخص است، نه به یک جناح و نه به یک دستگاه خاص. این پیروزی متعلق به همه مردم متمدن و میهن‌دوست ایران است؛ مردمی که در سخت‌ترین شرایط نیز نشان داده‌اند که حفظ عزت و استقلال کشورشان را بر هر اختلافی مقدم می دانند.