مریم اکبرپور/فعال فرهنگی و رسانه ای هشدار درباره پیوند بحران اقتصادی با تهدید انسجام اجتماعی و سناریوی «انفجار از درون» در شرایطی که بسیاری از بنگاهها زیر فشار بحران اقتصادی به سمت تعدیل نیرو سوق پیدا کردهاند، حفظ هر شغل به مسئلهای حیاتی و تعیینکننده بدل شده است. سعید یحیایی، فعال مدنی و تحلیلگر مسائل […]
مریم اکبرپور/فعال فرهنگی و رسانه ای
هشدار درباره پیوند بحران اقتصادی با تهدید انسجام اجتماعی و سناریوی «انفجار از درون»
در شرایطی که بسیاری از بنگاهها زیر فشار بحران اقتصادی به سمت تعدیل نیرو سوق پیدا کردهاند، حفظ هر شغل به مسئلهای حیاتی و تعیینکننده بدل شده است. سعید یحیایی، فعال مدنی و تحلیلگر مسائل استراتژیک، با تأکید بر اینکه هر تعدیل میتواند زنجیرهای از آسیبهای معیشتی و اجتماعی ایجاد کند، تصریح میکند دولت و نهادهای مسئول باید با پذیرش هزینههای حمایت از تولید و اشتغال در امروز، از تحمیل هزینههای سنگینتر بحرانهای اجتماعی در آینده جلوگیری کنند؛ چرا که حفظ حتی یک فرصت شغلی، سرمایهگذاری مستقیم بر ثبات و انسجام ملی است.*
در شرایط پیچیده کنونی که اقتصاد کشور تحت تأثیر عوامل خارجی و بحرانهای ناخواسته قرار گرفته، مسئله حمایت از نیروی کار و بنگاههای اقتصادی به یک اولویت استراتژیک تبدیل شده است. برای واکاوی ابعاد این موضوع و پیامدهای آن بر انسجام ملی، با *سعید یحیایی*، فعال مدنی و تحلیلگر مسائل استراتژیک، گفتوگویی انجام دادهایم.
سؤال: در شرایط کنونی که برخی واحدهای تولیدی و اقتصادی با تعطیلی یا کاهش فعالیت مواجه شدهاند، بزرگترین نگرانی شما از منظر مسائل استراتژیک چیست؟
یحیایی: در هر بحران گسترده، نخستین ضربه متوجه معیشت مردم میشود. وقتی فعالیت اقتصادی مختل میشود، کارگران و کارمندان بلافاصله تحت فشار قرار میگیرند. اما نگرانی من فراتر از مسائل اقتصادی صرف است. تاریخ نشان داده که دشمنان خارجی همواره از نارضایتیهای داخلی به عنوان اهرمی برای فشار و تضعیف تمامیت یک کشور استفاده میکنند. اگر امروز شاهد افزایش بیکاری و فروپاشی معیشت خانوارها باشیم، در واقع زمینهساز ایجاد شکاف و نارضایتی عمیق اجتماعی شدهایم که دشمن آشکارا به دنبال آن است. بنابراین، حفظ اشتغال تنها یک سیاست اقتصادی نیست؛ یک ضرورت امنیتی و دفاعی برای حفظ انسجام داخلی در برابر جنگ ترکیبی دشمن است.

سؤال: این بحران اقتصادی چه آسیبهایی به بنگاهها، به ویژه بخش خصوصی، وارد میکند؟
یحیایی: آسیبها را میتوان در دو سطح دید. سطح اول، آسیبهای مستقیم و فیزیکی مانند اختلال در زنجیره تأمین، مشکلات حملونقل و افزایش هزینههای عملیاتی است. اما سطح دوم، آسیبهای ساختاری و غیرمستقیم است که خطرناکتر است: کاهش شدید تقاضای داخلی، فرسایش سرمایه در گردش، و از دست دادن بازارها. این شرایط برای بنگاههای کوچک و متوسط که ستون فقرات اشتغال کشور هستند، میتواند مرگبار باشد. اگر این بنگاهها سقوط کنند، بازیابی اقتصاد پس از بحران بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود.
سؤال: این فشار بر بنگاهها چگونه میتواند به نیروی کار منتقل شود و چه پیامد اجتماعی میتواند داشته باشد؟
یحیایی: منطق اولیه بقای اقتصادی به بنگاهها میگوید برای زنده ماندن، هزینهها را کاهش دهند و متأسفانه اولین قربانی در این معادله، غالباً حقوق و تعداد نیروی انسانی است. تعدیل گسترده نیرو، تنها به معنای از دست دادن شغل نیست. به معنای از بین رفتن مهارتها، کاهش شدید قدرت خرید جامعه، و ایجاد حفرهای عمیق در سرمایه اجتماعی است. این روند دقیقاً همان سناریویی است که دشمن برای ایجاد نارضایتی داخلی و فشار از درون و در نهایت فروپاشی حکومت به آن امید بسته است. ما نباید ناخواسته بازیگر نقشه دشمن شویم.
سؤال: در چنین شرایط حساسی، نقش دولت و نهادهای عمومی و خصوصی-عمومی برای شکستن این چرخه معیوب چیست؟
یحیایی: دولت در این شرایط نمیتواند یک ناظر منفعل باشد. نقش آن باید مدیریت بحران با رویکرد پیشگیرانه باشد. این به معنای تزریق منابع مستقیم به معیشت مردم نیست فقط. بلکه باید با اتخاذ تدابیر راهبردی بستههای تشویقی هوشمند طراحی کند تا بنگاهها را به حفظ نیروی کار ترغیب نماید. اقداماتی مانند معافیتها یا تخفیفهای مالیاتی هدفمند، تسهیلات کمبهره با ضمانت دولت، پوشش بخشی از دستمزد، و اولویت در قراردادهای دولتی برای شرکتهای پایدار، میتواند هزینه حفظ نیروی انسانی را برای بنگاهها کاهش دهد. این حمایت، یک سرمایهگذاری استراتژیک برای خرید ثبات اجتماعی است.
سؤال: برخی از شرکتهای خصوصی با وجود تمام فشارها، از تعدیل نیرو خودداری کردهاند. تحلیل شما از این اقدام و ضرورت حمایت از چنین بنگاههایی چیست؟
یحیایی: این بنگاهها در حال حاضر سربازان جبهه اقتصادی مقاومت هستند. آنها با حفظ نیروی کار خود، در حال حفاظت از خط مقدم اجتماعی کشور در برابر تهاجم اقتصادی دشمن هستند. این یک مسئولیتپذیری اجتماعی عمیق است که باید به شدت مورد تقدیر و حمایت قرار گیرد. دولت موظف است با سازوکارهای شفاف، به چنین شرکتهایی امتیازات ملموس بدهد: معافیتهای بیمهای، دسترسی ویژه به ارز مورد نیاز برای تولید، تخفیف در پرداختهای دولتی و معرفی به عنوان «بنگاههای پیشرو در تابآوری ملی». این کار هم انگیزه دیگران را افزایش میدهد و هم پیام میفرستد که وفاداری به نیروی کار و کشور، پاداش دارد.
و سوال پایانی، اگر این چرخه حمایتی به موقع و مؤثر شکل نگیرد..؟
یحیایی: در سطح کلان با سناریویی خطرناک مواجه خواهیم شد؛ سناریوی روشن است: تبدیل یک شوک خارجی به یک بحران داخلی ساختاری. تعطیلی بنگاهها و بیکاری گسترده، نارضایتی را دامن میزند. نارضایتی، انسجام ملی را که مهمترین سلاح در برابر دشمن است، تضعیف میکند. این دقیقاً همان «انفجار از درون» است که دشمنان به آن طمع بستهاند.
ما فقط با یک انتخاب روبهرو هستیم: هزینههای حمایت از تولید و اشتغال را امروز بپردازیم، تا فردا هزینههای گزاف ناآرامیهای اجتماعی و بازسازی اقتصاد از هم پاشیده تحمیل نگردد. راهی که عاقلانه، انسانی و در نهایت کمهزینهتر است.
یحیایی در پایان با تأکید بر همدلی و وحدت ملی گفت:
«ما در یک آزمون تاریخی بزرگ قرار داریم که پیروزی و سربلندی در آن پنجاه سال آینده این کشور و مردمان نجیب زاده آن را بیمه میکند. چیزی که واضح است؛ دشمن نمیتواند ملت ما را در میدان نبرد شکست دهد، بنابراین به دنبال ایجاد یأس و تفرقه در خانه خودمان است. وظیفه همه ما، از دولت و بخش خصوصی تا آحاد مردم، این است که با **خرد جمعی، مسئولیتپذیری، همبستگی و حمایت از یکدیگر**، فارغ از نگرش و سلیقهها، این توطئه را خنثی کنیم. حفظ هر کارگاه و هر شغل، امروز به معنای حفظ یک سنگر در دفاع از تمامیت و استقلال کشور است. امیدوارم با درک این اهمیت استراتژیک، همه نهادها دست به دست هم دهند تا از این گذر سخت، قویتر و منسجمتر بیرون بیاییم.»























Tuesday, 26 May , 2026